محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

95

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )

پنبه بافته لباس سازند و بدانكه ابريشم محرق ضعيف‌تر از مقرض آنست در اشربه و ليكن براى امراض عين نافع است چنان كه ذكر يافت مقدار شربت آن از يكدرهم تا سه درهم بدل آن مرواريد محرق مغسول است و دستور تقريض و احراق و تراكيب آن از خميره و سفوف و شراب و غيرها در قرابادين ذكر يافت * ابرون * بفتح همزه و سكون باى موحده و ضم راى مهمله و سكون واو و نون لغت يوناني بمعني دائم الحيوة است و آن را خزان نمىباشد و بعربي حي العالم و بفارسي هميشه بهار نامند * ماهيت آن از جملهء رياحين است و ليكن هميشه بهار سبز و تر و تازه مىباشد و كبير و صغير و بستاني و برى منبت كبير آن بيشتر كوهها و ساق آن به قدر ذرعى و زياده از ان نيز بسطبرى انكشتى مهين و با رطوبتى لزج كه بدست مىچسپد و برك آن شبيه به زبان و باريكتر از ان و با رطوبت و كل آن ما بين زردى و سفيدى و بستاني آن بهتر از كوهي آنست و صغير آن را منبت سنك‌لاخها و محوطها و پاى ديوارها و مواضع سايه باشد و شاخهاى آن ريزه و از يك جا برآمده و پربرك و ريزه و پرآب و بلندى آن به قدر شهرى و كل آن كوچك و زرد و مائل بسرخي و تخم آن مانند تخم خبازى و در اكثر بلاد ايران بسيار است و ديسقوريدوس كفته كه نوعى ديكر از حي العالم مىباشد كه آن را طيلافيون نامند در قد و برك شبيه بخرفه و زغب‌دار و غبارآلود * طبيعت آن در آخر دوم كرم و در اول خشك و با قوت قابضه و ديسقوريدوس نوع صغير آن را كرم و كبير آن را سرد كفته و صاحب اختيارات سرد در دوم و خشك در اول و ابن بيطار از جالينوس نقل مىنمايد كه در سابعه نوشته كه نوع اول و دوم آن با قوت تجفيف و برودت بسيار است تا سوم و آنچه ديسقوريدوس كفته در نهايت كرمي است * افعال و خواص و منافع آن مفتح سدهء كبد و طحال و رادع جهت درد سر و رمد و اورام چشم و درد كوش و سرفه و تقويت معده و اسهال صفراوى و قتل ديدان معده و امعا و منع نزف الدم و سحح و قطع رطوبات سائلهء رحم و رفع باد سرخ و نقرس و سپرز و اوجاع مفاصل و قروح و جروح و خنازير و رتيلا نافع * امراض الراس آشاميدن آب آن مقدار پنج درهم و نطول عصارهء آن با روغن كل سرخ بتنهائي و با خل خمر نيز جهت درد سر حار نافع * امراض العين ضماد آن با آرد جو جهت ورم چشم و اكتحال عصارهء آن رمد را مفيد * الاذن چون عصارهء برك آن را با روغن زيتون بجوشانند و در كوش بچكانند وجع حار آن را نافع باشد * الصدر آشاميدن عصارهء آن سرفهء دمويه را بسيار مفيد و ضماد آن بر صدر حار مسكن التهاب آنست * اعضاء الغذاء و نفث الدم آشاميدن بيست درهم از آب آن سدهء جكر و مراره را بكشايد و مسهل بود و مبرد يك اوقيه از آب تازهء آن مقوى معدهء حار و نافع نزف الدم و جهت اسهال و سحج و با شراب جهت اخراج كرم معده نافع و شرب برك سائيدهء آن جهت رفع اسهال مرضى مجرب دانسته‌اند و ضماد آن بر كبد و معدهء حار مسكن كرمي و التهاب صفرا است * الاورام و البثور و القروح و الجروح و المفاصل و حرق النار و غيرها ضماد آن با آرد جو جهت جروح خبيثه و زخمهاى كهنه و اورام حاره و قروح ساعيه و وجع مفاصل و نمله و نقرس و سوختكي آتش و جهت باد سرخ كه تيغ زده خون از ان موضع برآورده بران ضماد نمايند مجرب و باحنا جهت خارش بدن نافع نطول عصارهء آن كزيدن رتيلا و همچنين شرب بيست درهم از آب آن و حمول آن جهت قطع رطوبات سائلهء رحم بدستور فوزجهء برك آن جهت سيلان رحم مفيد * مقدار شربت از عصارهء آن سه مثقال و نيم و تا هفت مثقال و از برك آن تا پنج مثقال بدل آن كاهو است و كويند مضر سپرز و مصلح آن كل ارمني است قولس كويد پنج درهم از آب آن با سكنجبين حدت دم و صفرا را فرو نشاند و تقويت بدن نمايد و ضماد نوع سوم كه ديسقوريدوس كفته با شحم عليق محلل خنازير است